نقدی جدید بر تئاتر خانه وا ده (قسمت دوم)
مطلب زیر را در سال 93 نوشتم. امسال که مجددا این نمایش را دیدم با بخش های زیادی از آن موافقم. بخش هایی هم نه. در کل به نظر نمایش خوبی است که همان امتیاز 5 که سال 93 به آن دادم را امسال هم می گیرد. قسمت هایی که داخل <<<>>> قرار گرفته قسمت هایی است که درباره نمایش فعلی مصداق ندارد. ممکن است نظر من تغییر کرده باشد، ممکن است نمایش تغییر کرده باشد. توضیحات جهت تغییر مطلب را داخل پرانتز نوشته ام.
---------------------------------------------------------------------------------
اکسپرسیونیسم در نمایش خانه وا ده
اگر جایزه ای برای بهترین اثر اکسپرسیونیستی سال معین میشد حتما این جایزه به تئاتر خانواده تعلق میگرفت.
اضظراب
... دیدن ادامه ››
و ترس و نفرت به طور بسیار هیجان انگیزی در این نمایش نهفته شده است. نمایش اگر درست نگاه شود به شدت دلهره آور است. شاید در ابتدای امر حرکات اعضای خانواده خنده دار تلقی شوند اما پس از 15 دقیقه اول و گذشتن از مسئله هواپیما دیگر همان حرکات خنده دار نیست.
<<<استفاده از میمیک چهره بازیگران در انتقال ترس و اضطراب بسیار موفق است.>>> (میمیک چهره خاصی در اجرای اخیر به نظر من نیامد) لحن گفتار و کلام پدر در انتقال هیجان بسیار موثر است. سخنرانی های بسیار خوب پدر شاید تنها نقطه مشترک او با <<<عکس هیتلر روی بروشور نمایش باشد.>>> (بروشور تغییر کرده است)
نور پردازی در انتقال هیجان و ایجاد دلهره بسیار خوب عمل میکند و بسیار هماهنگ با صحنه و موسیقی است. <<<استفاده از موسیقی دیگری از موسیقی متن فیلم Kill Bill روی صحنه های جنایت یا تنبیه یا صحنه ای که همه اعضای خانواده در حال مواخذه خواهر هستند حتی از خود فیلم Kill Bill هم بیشتر به صحنه ها می آمد.>>> (در اجرای اخیر موسیقی فیلم Kill Bill چنان نقشی بازی نمی کرد)
در این میان، حرکات هماهنگ جمعی خانواده مهمترین پارامتر در انتقال هیجان است. بهترین این حرکات در صحنه ای که کادوی پسر بزرگ از جعبه بیرون می آید دیده میشود. اینکه چگونه کشف میشود که این حرکت بهترین حرکت گروهی بازیگران بود قابل توصیف است. <<<تماشاگرانی که از اول تا آخر نمایش به همه صحنه ها میخندیدند (در صورتیکه کمتر نکته خنده داری در نمایش دیده میشد) در این صحنه کوچکترین واکنشی نشان ندادند.>>> (در اجرای اخیر تماشاگران زیاد نخندیدند و نشان می دهد طی این ده سال فرهنگ تماشاچیان تئاتر مقداری بالا رفته است.) همین نشان میدهد این یک صحنه با باقی صحنه ها متفاوت است. اصولا ترسیدن عده ای آدم بزرگ و بالغ از یک عروسک خنده دار است. اما ترکیب دینامیک صحنه و موسیقی و نور این صحنه را کاملا وحشتناک کرد.
حرکات بدن بازیگران خصوصا حرکات پدر از دیگر عواملی است که ترس و دلهره را به مخاطب القا میکند. عبور یک راکت تنیس با سرعت زیاد از فاصله چند سانتیمتری بینی بازیگر دیگر به تنهایی و به خوبی دلهره آور است. اینکه یک خانواده دور یک میز نشسته اند و با خواهری که وجود ندارد حرف میزنند و حتی حرفهایش را نیز میشنوند باز میتواند عاملی برای انتقال هیجان و دلهره به مخاطب باشد.
مسئله دیگری که نشان دهده اکسپرسیونیسم قوی این نمایش است این است که اگر درست به این نمایش نگاه شود (نه با دید یک نمایش کمدی و خانوادگی) در اکثر صحنه ها همان حسی که خانواده دارد تماشاگر هم باید داشته باشد. همین انتقال صحیح احساسات به مخاطب بزرگترین نقطه قوت هنری نمایش است و به اعتقاد من هدف هنر چیزی جز انتقال احساسات به مخاطب نیست.
به شخصه از دیدن این اثر بسیار راضی هستم و بهترین کاری بود که امسال دیدم و به آن امتیاز <<<7.5>>> از 10 را میدهم. (اجرای اخیر شایستگی 9 را هم دارد)