نمایش بسیار ضعیف و حوصله سربری است. جزو معدود نمایش هایی بود که میخواستم سالن را ترک کنم. ضعف اصلی نمایش در نمایشنامه است. بی محتواست. محتوای خلق شده از ماجرای شنگول و منگول نهایتا ظرفیت نیم ساعت تولید محتوا را داشت. نویسنده یک ایده ی بسیار دم دستی به ذهنش رسیده که مثلا بز زنگوله پا اگر با آقا گرگه ازدواج کند چه میشود؟ شما همین سوال را بروید در خیابان از ده نفر بپرسید می بینید مضامین جالبتر و جذاب تری به ذهنشان می رسد. کل چیزی که به ذهن نویسنده رسیده یک ملغمه ای است که سر و ته ندارد. گرگی بز می شود و بزغاله ها گرگ می شوند و این آنرا می خورد و آن این را می خورد و نهایتا آشی می شود به نام بی پدر که ارزش نقد کردن هم ندارد.
از نظر اجرا سعی شده که جلوه نمایی کند اما در همین هم شکست میخورد. یک دکور ثابت قرار داده شده که در آن بازیگران تنها دینامیک های صحنه هستند و دینامیک صحنه انقدر تکرار می شود که اگر چیزی دم دستتان باشد احتمالا به سمت صحنه پرتاب میکنید! از اولین صحنه هایی که خلق شده سینه خیز رفتن بازیگران روی پله است و تا دو ساعت شما مدام چنین چیزی می بینید. در مقایسه با اجرای دیگر مساوات که تئاتر خانه وا ده باشد ذره ای ارزش ندارد. در خانه وا ده دینامیک توسط بازیگران مدام تغییر میکند درحالیکه در بی پدر شور قضیه را در می آورد. انقدر حرکات تکراری بود که دوست داشتم یک کرونومتر بگذارم و زمان بگیرم ببینم در هر پرده چقدر میتواند یک حرکت و دینامیک تکراری را به نمایش بگذارد؟! حرکات بازیگران اگرچه مفهوم دارد اما آن مفاهیم هم به دلیل بی محتوا بودن نمایشنامه سطحی جلوه می کند و آن همه زحمت بازیگر بدبخت که باید دوساعت روی پله سینه خیز برود به هدر
... دیدن ادامه ››
می رود.
اکسپرسیونیمی که میخواهد اجرا کند درنمی آید چون اصلا حسی در صحنه وجود ندارد که دچار اکسپرشن شود. در مقایسه با خانه وا ده عملا شکست خورده است. به سبک فیلم ترسناک های این روزهای هالیوود ساخته شده است. با خون و خون پاشی فراوان میخواهد ترسناک باشد ولی نیست.
با اختلاف بدترین تئاتری بود که امسال دیدم. خداروشکر فردای دیدن این نمایش، تئاتر خانه وا ده را دیدم و شست برد!