نقد نمایشنامهی «خرگوش» نوشتهی نینا رین
به قلم: دکتر گلی رحیمی
خرگوش نمایشنامهای از نینا رین نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر اهل انگلستان است. او بعد از نگارش خرگوش، ضمن کسب چند جایزه، به چهرهای شناخته شده در عرصهی نمایشنامهنویسی بدل گشت.
روایت در نمایشنامهی خرگوش، در شب تولد بیست و نه سالگی بلا، در رستورانی که دوستان او به همین مناسبت در آنجا جمع شدهاند شکل میگیرد.
گفتوگوهای بین این چند نفر که دو نفر از دوستهای دختر و دو نفر دیگر دوست پسرهای سابق او هستند، تبدیل به بحث و کشمکش بر سر موضوعات مختلفی میشود از جمله: تفاوتهای زنان و مردان، نقشهای متفاوت زنان در دنیای مدرن، روابط عاشقانه، حسادت جنسی، رقابت و... به این ترتیب موقعیت پویا و دینامیکی
... دیدن ادامه ››
رقم میخورد. گویی میز رستوران صحنهی نبردی پنهان بین شخصیتها است.
در خلال این بحثها میتوان تماشاگر تفاوت دیدگاه در افراد و جنسیتهای مختلف بود.
یکی از دوستان بلا در جایی میگوید: «تو چشمهاتو گول میزنی.» در واقع ما چشمهایمان را گول میزنیم تا چیزها را به شکل و قالبهای ذهنی خودمان ببیند یا چشمها ما را گول میزنند و تجربههای دیداری متفاوت برای ما میسازند. هرچه که هست افراد مختلف میتوانند یک حقیقت واحد را به شیوههای گوناگون درک و تفسیر کنند.
خرگوش با برشی از لایهای میان بلا و پدرش شروع میشود و برای بلا، پدر در طول روایت و در جمع دوستان، به صورت شخصیت خیالی حضور دارد. همانطور که سایهی یک پدر، بهعنوان اولین مرد زندگی دختر، همیشه بر روی روابط و دیدگاه او در مورد زنانگی خود گسترده است.
بلا در شب تولد با ورود به دههی چهارم زندگی، باید نقش خود را بهعنوان شخصیتی بالغ برای ورود به جهان واقعی پذیرفته و هویت مستقل خود را فارغ از پدر یا هر مرد دیگری به رسمیت بشناسد.
نمایشنامهی خرگوش را با ترجمه روان مهدی نصیری و آیسان نوروزی بخوانید.