«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به سیستم وارد شوید
جزء اجراهای دوست داشتنی جشنواره بود و امیدوارم خارج از جشنواره هم روی صحنه بره.
از نظر فرم اجرایی خیلی جذابی داشت و جزء اجراهای خوب جشنواره بود از نظرم.
در چند ماه گذشته یکی از بهترین و قویترین کارهایی بود که دیدم. بیشتر از همه تحت تاثیر بازیها قرار گرفتم که چقدر جاندار بود و در خدمت متن. در طول اجرا از همان لحظه شروع من پرت شدم به دوران مدرسه و دبیرستان. به نظرم برای همه کسانی که در این سیستم تحصیل کرده بودند درک فضای نمایش اصلا کار سختی نبود. چقدر خاطرات تلخ و تیره برای همهمون زنده شد و چه اسمها و کلماتی که از ذهنم عبور نکرد. دیدن این نمایش رو به شدت توصیه میکنم و خسته نباشید میگم به عوامل اجرا.
نمایشی مبتنی بر تئوری فاصلهگذاری برشت با متنی خلاقانه و اجراهای قابل قبول بازیگران. به نظرم به عنوان یک تجربه جدید و متفاوت جذاب بود و مشخص بود که برای متن زمانی زیادی گذاشته شده. قبل از اجرا هم خانم آدینه درباره پژوهشی که قراره بر روی نظرات مخاطبان نمایش توسط تعدادی پژوهشگر انجام بشه صحبت کردند که برای من خیلی جذاب بود و امیدوارم در قالب یک گزارش بتونیم به یافتهها و نتایج تحقیق دسترسی داشته باشیم. پیشنهاد میکنم به عنوان یک تجربه جدید در تئاتر حتما به دیدن این نمایش برید.
لذت برم از تماشای این نمایش. من شب آخر اجرا رفتم و بازی خانم نیک پور و آقای نادرپور فوق العاده بود. بقیه بازیگران هم بسیار خوب بودند اما بازی این دو نفر کاملاً فرق داشت. میتونستی اون جنون خاص بازیگران رو در تک تک حرکاتشون ببینی، خصوصاً در صحنه آخر که درخشان اجرا شد.
سلام من دیروز این اجرا رو دیدم. از بازی ها لذت بردم اما به نظرم موسیقی کار میتونست خیلی بهتر و اثربخشتر از چیزی باشه که هست. البته در مسیر برگشت به خونه به این موضوع فکر میکردم که این اقتباس ادبی از این اثر در قالب نمایشنامه چقدر انتخاب درستی بوده یا نه؟
چی باید بنویسم درباره این اجرا. 1 ساعت لذت مدام، خلسه و سوار شدن بر نت ها. مدت ها بود اینطوری از موسیقی لذت نبرده بودم. انگار از محیط جدا میشدی و میتونستی پرواز کنی در خیالت. اولین چیزی که درباره این اجرا به دوستانم گفتم این بود که باشکوه بود؛ شکوهی که من تا به حال مثلش را تجربه نکرده بودم. کاش این کنسرت ها بیشتر و بیشتر شوند.
من شب آخر این اجرا را رفتم. اول از همه باید بگم که گروه عروسک گردانی این کار بسیار حرفه ای بودند. این اجرا پیچیدگی های زیادی داشت و به نظرم به بهترین شکل ممکن عروسک گردانی کار انجام شده بود. مشخص بود که زمان زیادی برای تمرین صرف شده. موسیقی کار خودش یک هنر مجزا و متفاوت بود؛ صلابت ابتدایی و اوج و فرود هایی که ذهن تماشاگر را همراهی میکرد. به نظرم یکی از تفاوت های این کار دیدن عروسک گردان ها بود؛ برای خود من جالب بود که میتونستی تا حد بک استیج کار را همزمان ببینی. فقط اینکه انتظار داشتم مثل سایر کارهای آقای غریب پور متن قوی تری داشته باشه، بخشی از متن برام آشنا بود و از تعذیه ها اقتباس شده بود. اما در کل یک کار آبرومند، مستحکم و پرمغز بود.
من 2 بار به تماشای این اجرا نشستم و چه لذتی بردم از موسیقی، کلام و حرکت. کابوسهای تهران در فضایی وهمآلود میگذرد و زنان روایان اصلی آن هستند. کلاژی از چند نمایشنامه که به زیبایی در کنار هم قرار گرفته و بازیهای خوب در کنار چیدمان صحنه توانسته فضای سوررئالیستی بسازد. هر کدام از تماشاگران در این کابوس سهیم هستند و آن را از چشم خود میبینند. مدتها بود از یک اجرا این چنین لذت نبرده بودم؛ یک کار کاملاً هنری و زیباییشناختی. جایی خوانده بودم که تئاتر، رویادیدن دسته جمعی است و وقتی از کابوسهای تهران برمیگردید انگار خوابی دیدهاید و بذر یک اندیشه در ذهن کاشته شده است. سپاس از این نمایش متفاوت.