در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال پویا | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 14:46:29
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
بر آنم که زندگی کنم
بر آنم که عششششق بورزم
بر آنم که باشم
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیاز مند من اند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایش انگیزند ... دیدن ادامه ››
تا دریابم
شگفتی کنم
بازشناسم
که ام ..
که می توانم باشم
که می خواهم باشم ....
تا روز ها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
لحظه ها گران بار شود .
هنگامی که می خندم
هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی خدا
که راهیست نا شناخته
پر خار ..
نا هموار
راهی که باری در آن گام می گذارم
که قدم نهادم
و سر بازگشت ندارم...
بی آنکه دیده باشم شکوفایی گل ها را
بی آنکه شنیده باشم خروش رود ها را
بی آنکه به شگفت در آیم از زیبایی حیات
اکنون مرگ می تواند فراز آید
اکنون می توانم به راه افتم
اکنون می توانم بگویم , که زندگی کردم ...


مارگوت بیکل _ برگردان بامداد
من قبلا ویتسک رو خوندم و انتظار داشتم یه تئاتر ببینم که از دیدنش به اندازه ی خوندنش لذت ببرم .باید بگم این کار خیلی خوب بود و از دید من یه نمایش بین المللی بود . اما نمی دونم چرا نمی تونم با مدرن سازی آثار کلاسیک کنار بیام . دراماتورژی این روزا شده اضافه کردن یه سری نشانه ها که درکش فقط با پیش زمینه ی ذهنی شبیه خالقش ممکن میشه. البته این نمایش زیاده روی نداشت مثل کاری که آقای چرمشیر می کنن. بازی ها واقعا محشر به خصوص خانم پناهی ها .
در آخر فکر می کنم این روزا تئاتر به یه دگما 95 از نوع تئاتریش نیاز داره :))
ضمنا اگه بشه اسم اینو گذاشت برداشت آزاد تقریبا می شه گفت این نمایش کمتر به نوشته ی بوشنر وفادار مونده .
۱۱ اسفند ۱۳۹۱
ویتسک ، نمایشنامه ای از گئورگ بوشنر ، برگردان ناصر حسینی مهر
انتشارات ققنوس ، چاپ دوم ، 1390 . 2500 تومان. معمولاً انتشارات مولا (انقلاب - چهارراه وصال ، روبروی سینما سپیده ، کنار شیرینی فرانسه) اکثر نمایشنامه هارو داره
۱۱ اسفند ۱۳۹۱
به نظر کار خوبی نبود..بازی ها خوب بود...یه کار متفاوت و معمولی بود
۱۶ اسفند ۱۳۹۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در باران و به شب .. به زیر دو گوش ما در فاصله ای کوتاه تر از بستر های عفاف ما... روسپیان به اعلام حضور خویش آهنگ های قدیمی را با سوت می زنند ... در برابر کدامین حادثه آیا انسان را دیده ای با عرق شرم بر جبینش ..
آن گاه که خوشتراش ترین تن ها را به سکه ی سیمی توان خرید , مرا دریغا دریغ هنگامی که به کیمیای عشق احساس نیاز میفتد ..همه آن دم است .... همه آن دم است .
قلبم را در مجری کهنه ای پنهان می کنم.. در اتاقی که دریچه ایش نیست ... از مهتابی به کوچه ی تاریک خم می شوم و به یاد همه نومیدان می گریم ...
آه من حرام شدم ...
با این همه ای قلب دربدر از یاد مبر که ما _من و تو _ عشق را رعایت کرده ایم
از یاد مبر که ما _ من و تو _ انسان را رعایت کرده ایم .. خود اگر شاهکار خدا بود .. یا نبود


شاملو
شاملو.........اسطوره ای که هرگز تکرار نخواهد شد....
۲۳ خرداد ۱۳۹۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با احترام به همه ی نظرات . فیلم به هیچ وجه از دید من و در یک نگاه کلی خوب نبود . یه مسکن برای مردم در سختی از طرف یه نگاه خاص . بازی آقای حسینی خوب بود اما ضعف هایی داشت که به نظر از ضعف کارگردانی بود . کافیه این فیلم رو با من سم هستم ( البته که قیاس درستی نیست ) مقایسه کرد تا ضعفای ساختاریشو بهتر درک کرد .
فائقه معتمدی و فرناز نوروزی این را خواندند
پویا نورمحمدی این را دوست دارد
من این فیلمو آخر موفق نشدم ببینم... ولی تو همون نگاه اول منم یادِ "شان پن" تو فیلم " I am sam " افتادم. بازم با این حال نمیشه (نباید) مقایسه کرد. شهاب حسینی جای خود.. شان پن هم جای خود.
۲۱ بهمن ۱۳۹۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من این فیلمو 5 روز پیش دیدم و کلی نقد دربارش خوندم که کمتر شکلی از انصاف داشت. به نظر من این فیلم بهترین کار توکلیه . البته من همیشه فیلمای تلخ رو دوست داشتم .درسته که از نظر روایت شبیه کارهای برگمان و از لحاظ فضا شبیه آثار تارکوفسکی بود اما واقعا تو سینمای ما و حتی آسیا و آمریکا نمونه ای براش نیست .برا همین همون روز گفتم اگه یه نفر از ایران بتونه یه بار دیگه کن رو ببره , اون توکلیه .برای بهتر نوشتن باید چند بار این فیلم رو دید . اما بازیه خانم علیدوستی واقعا عالی بود . فیلم نامه , کنتراست فضا ها و تصویر برداری و طراحی صحنه هم عالی .. به موسیقی هم دقت نکردم چون نمی دونستم کار علیزادست :)
مشتاق شدم فیلم رو ببینم :)

روایت شبیه کارهای برگمان و از لحاظ فضا شبیه آثار تارکوفسکی
چه شود.
این که یعنی قابل دیدن نیست D: باید چرت بزنیم :)
۲۱ بهمن ۱۳۹۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من این نمایش رو هفته ی پیش دیدم . فکر می کنم یه برداشت ضعیف از یه اثر بزرگ بود . کسی که حتی شازده کوچولو را با صدای شاملو شنیده باشه نمیتونه از این کار راضی باشه . در ضمن فکر می کنم بازیگر مرد به خصوص به خاطر نوع صدایی که داشت برای این نقش مناسب نبود .در کل حرفی برای گفتن هم نداشت . خیلی دیالوگ های بهتری می تونست تو این کار باشه مثل اونجا که شازده کوچولو می گه " اگه به آدم بزرگا بگید.. یه خونه ی قشنگ دیدم از آجر قرمز,که جلو پنجره هاش غرق شمعدونی و بامش پر از کبوتر بود... محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون بگی یه خونه ی چند میلیون تومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که : وای !!! چه قشنگ.." :)
وسوسه ی انسان بودن برای اندیشه های مغز چوبی خیلی بزرگ بود...

خوب بود. متن خوب بود و صحنه ها تماشاگر رو درگیر می کنن. در کل فکر میکنم به دنبال یک مسئله بود .. انسان و اضطراب انسان بودن و ماندن :)
وسوسه ی انسان بودن برای اندیشه های مغز چوبی خیلی بزرگ بود...

خوب بود. متن خوب بود و صحنه ها تماشاگر رو درگیر می کنن. در کل فکر میکنم به دنبال یک مسئله بود .. انسان و اضطراب انسان بودن و ماندن :)
من این کار رو دوست داشتم .. با وجود این همه تکرار ملال آور نبود و با وجود تمام سادگی در تمامی عناصر و پرهیز از تکلف ,در آخر چنان ذهن منو درگیر کرد که تا به حال در هیچ اجرایی به این وضع دچار نشده بودم. کلا حرف هایی برای گفتن داشت. اما کاش نوشته ی آقای خوشباش رو قبل از تماشا میخوندم.به هر حال راضیم از کار. :)
من تماشاگر حرفه ای تئاتر نیستم.. این مسئله هم که توی یه تئاتر بخوان از فطرت ابتذال پسند تماشاچی برای کارشون استفاده ببرن اصلن دوس نداشتم.
به نظرم این کار بیشتر مطلوب مخاطب سینما بود.
اما به هر حال فکر می کنم این اجرا , حرف هایی هم برای گفتن داشت.. (صرف نظر از فضا , دکور و حتی بازی ها که در تخصص من نیست)اونجایی که خانم خلیق گفتند باید یاد بگیریم تو این دنیا به هر چیزی حداقل برای یک مرتبه شک کنیم از اون جمله بود.این باعث میشه که کمی فکر کنیم دست کم.
من این تئاتر رو ندیدم ولی با این حکم کلی که استفاده از تماشاگر در نمایش به معنی ابتذال هست موافق نیستم
۲۶ خرداد ۱۳۹۱
:)
نظر شما رو این طور خوندم:
توی یه تئاتر بخوان از فطرت ابتذال از تماشاچی برای کارشون استفاده ببرن اصلن دوس نداشتم.
۲۷ خرداد ۱۳۹۱
آقا پویای عزیز شای مشکل از چارچوب های غلط ذهنی ما باشه ، شما میگی فطرت ما این خصوصیت را داره پس چیز بدی نیست
۲۹ خرداد ۱۳۹۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید