«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به سیستم وارد شوید
تو سرمای اسفندماه،مسیر طولانی، ترافیک و شلوغی دم عید واسه دیدن نمایش رفتیم.که ده دقیقه قبل نمایش گفتن مشکلی واسه یکی از بازیگرها پیش اومده و اجرا کنسله! بعد ازین هر نمایشی که آقای انصافی بی انصاف توش بازی کنه نمیرم.
دختر من عاشق شخصیت مبارک شده بود و میگفت دوست منه. بازی های مبارک، نرگس و مادرش بهترین های نمایش بود. نقش مبارک بسیار شیرین و پرانرژی بودن.
چقدر این جمله های آخرتون زیباست و برای منی که عزیزانی سفرکرده به آن سوی مرزها دارم، برای خواهری که عاشق تئاتر بود و حالا در کشوری غریب، روزگار می گذراند، چقدر ملموس و البته دردآور بود.من با تک تک کلماتتون گریستم....
"و اما این روزها و در اثرِ جدیدم « کارگردان » به آن چندصد نفری فکر میکنم که از زمانِ اجراهای آنتیگونه تا به امروز ، به هردلیلی از وطن مهاجرت کردهاند ؛ رفتند و تمامِ خاطراتشان را به دیوارِ خانهی کوچکِ خود در آن سوی مرزها آویزان کردند.
به آنهایی فکر میکنم که حالا عزیزانشان را در ویدئوکالها به آغوش میکشند."
سلام.دختر سه سال و نیمه من لذت برد.البته به دلیل چینش صندلی ها و عدم تسلط کامل به صحنه، یه جاهایی مجبور شدم بچه رو روی پام نگه دارم تا بتونه کل صحنه رو ببینه. که خسته کننده بود.ممنونم از هممه عوامل.
نمایش بسیار زیبا و آموزنده ای بود.برای دختر سه و نیم ساله من به قدر درک ذهن کوچکش،جالب بود.
من دختر دو سال و نه ماهم رو واسه اولین بار به دیدن این تئاتر بردم.اوایلش از صدای بلند کاراکتر موریانه ها ترسید ولی بعدش کلی بهش خوش گذشت. بعد ددین این نمایش به من میگه مامان منو کی دوباره می بری تراس(منظورش تئاتره)؟! و من خوشحالم که تونست ارتباطی هرچند کم در حد سن خودش برقرار کنه.