با سلام و خسته نباشید.
نمایش هفت روز نخست، نمایشی بود بدن محور و با متنی اقتباسی از روی کتاب مقدس تورات باب آفرینش شماره نخست.
متن محوریت جالبی را بیان میکرد هرچند آنچنان نوآوریای در آن نمیشد دید و متن تقریبا عین به عین همان چیزی بود که داخل تورات آمده. با این حال متن پتانسیل های زیادی به کارگردان به خصوص در قالب بدن میداد اما شاید کارگردان به خوبی از آنها استفاده نکرده بود. با صحبت با بازیگران متوجه شدم عمدهی بازیگران کار اولی بودند و شاید یکی از مورد هایی که باعث بهم ریختگی میزانسنها شده بود استرس بازیگران بود اما ما یک بخش هایی شاهد ناهماهنگیهایی بزرگ میشدیم و این به عدم تمرین درست اشاره دارد.
ما در صحنه دکوری نمیدیدیم و تنها بخش طراحی مربوط به لباس میشد و لباس ها بیشتر از اینکه نمایانگر اتفاقی اساطیری-دینیِ یهودی و ابراهیمی باشند، یاد آور لباس های رقص سماع و رقص های بومی-محلی بودند. شاید نقطه قوت در طراحی لباس تنها رنگبندی بود هر چند آن هم به خوبی رعایت نشده بود. همچنین در یکی از صحنه ها یک تکه از لباس یکی از بازیگران جدا شد و بر زمین افتاد و تا آخر نمایش همچنان بر روی زمین بود و موجب حواس پرتی مخاطب میشد.
در بازی و دیالوگ گویی بازیگران ما در صحنه اول شاهد صدایی به شدت اگزجره بودیم که به این نمایش، که بیشتر پستمدرن است نمیخورد و تنها آوای یکی از بازیگران مرد به شدت درست و بدون فالشی بود.
بازیگران مقدار زیادی استرس داشتند که این باعث شده بود حواس پرت و گاها بازیشان را اشتباه انجام دهند.
... دیدن ادامه ››
به نظر شخصی بنده کارگردان به جای بازی در نمایش شاید بهتر میبود از بیرون به نمایش نظاره کند و بازیگران را هماهنگ کند.
در بخش فنی شاید اتاق رژی یکی از ضعیفترین بخشهای نمایش بود و چه بسا باعث اختلال در تماشای نمایش نیز میشد. اتاق رژی میتوانست زیبایی نمایش را دو چندان کند اما نور دهی نامناسب و پلی کردن موسیقی نابجا، باعث خارج شدن تماشاچی از آن حس بینندگی میشد؛ همچنین رفت و آمد زیاد در اتاق رژی موجب خوردن نور در صورت تماشاچی و حواسپرتی تماشاچی میشد.
در کل اجرا میتوانست خیلی بهتر از این باشد اما نیازمند تمرین های بیشتر و هماهنگی خیلی بیشتر بین بازیگران و شاید کار کردن روی استرس بچه هاست.
خسته نباشید و خدا قوت.