براى بار دوم ٤١٧ رو دیدم؛
٤١٧ قانون ساده اى داره،
انصباط و آزادى-هر دو شریک یکدیگرند.
این رابطه باعث ایجاد باور و داستان مى شود.
دنیایى از مکافات بى پایان *
زندگى مى تواند سوختِ ساخت اثر هـنرى باشد.
یک موهبت است، یک نفرین است، اما {اثر ٤١٧ هنوز تمام نشده}
خلاقیت سالار و گروهـ نازنینش یک بازى آزادانه است و بى قاعده، اما چهار دیوارى دارد.
از نظر من ٤١٧، بودایى پاپانچا آشنایى دارد،
ترجمه اش میشود فزونى بر افکار.
این اصطلاح مال وقتى ست که ذهن، تجربه هایمان را همچون بهمنى از پج پچ هاى ذهنى در نظر میگیرد.
٤١٧ در حین اجرا کار خودش را نمایان میکند. باهوش است*
به به .
یه تاتر درست. یه موضوع جنایى بسیار جذاب.
دکور.. نور.. موسیقى.. کارگردانى.. ریتم درست و قشنگ جذابى داره.
کیف کردم، این یعنى کیفیت.
ببینید و لذت ببرید از بازى ستاره پسیانى. رامین سیار دشتى.. خسته نباشید به همه.
این کار رو من یکبار دیگه به تماشا میشینم.
چون مورد علاقمه. اثرى که به من اجازه بده منم همزمان فکر کنم و حدس بزنم که خب خیلى میتونه جذاب باشه.