راستش میخواستم به یک جمله بسنده کنم و بنویسم "وات د فاک" ولی دیدم خودم همیشه ترجیح میدم نظراتی که توی تیوال میخونم واقعا نظر باشه نه یک تکجمله. پس.
هرجور با خودم فکر میکنم که یه مفهوم و منظوری از این نمایش دربیارم نمیتونم واقعا. از اولش هم دیدن این نمایش برام تجربهی لذتبخشی نبود ولی بعد که دیوار چهارم به اون شدت شکست و اون مونولوگ گفته شد و یک آهنگ ایرانی که اصلا به فضای کار نمیخورد هم پخش شد همه چیز خیلی خیلی بدتر شد.
و نالههای اون خانمها از ذهنم نمیره. کاملا قابلدرکه که کارگردان بخواد مخاطبش رو آزار بده تا یه مفهومی بهش برسونه و حرفی رو بزنه ولی آیا اصلا مفهومی وجود داشت؟ یا کارکردان میخواست به زور رنج شخصیت مردش که درون ذهنش بود رو بچپونه تو حلق ما چون نتونسته بود با متنش یا هر جور دبگهای به ما منتقلش کنه؟
یا مثلا اون حوله چی رو میخواست برسونه؟ نور انداختن تو چشم تماشاگر چی؟ اینهمه روی صحنه بالا پایین پریدن، جیغ زدن، حرکات بیهوده واقعا لازم بود؟
+اسم ساپو، تمام حرفهایی که مرد تو اولین حضور با دیالوگش زد و خیلی چیزها دیگه دقیق از روی مالون میمیرد برداشته شده بود و البته دیالوگ لاکی توی در انتطار گودو که از زبون اون خانم گفته شد هم هست. به نظرم باید به این مسئله توجه بشه که چون ساموئل بکت و در انتظار گودو مشهورن (بگذریم که مالون میمیرد انقدرها برای همه شناخته شده نیست.) باعث نمیشه که شما تو هیچجایی از کارت اشاره نکنی که داری رسما از نوشتههای ایشون استفاده میکنی. بحث تلمیح و یه جمله دو جمله فرق داره، چند صحنهی این نمایش رو رسما بکت نوشته بود.