با سلام.
تئاتر (یا کنسرت، یا جُنگ؟!) ایرج، زهره، منوچهر، برای من، مورد پسند واقع نشد. در بهترین حالت، میشد این اجرا را کنسرتی ناموزون نامید که با دیالوگهای سرشار از شوخیهای جنسی (بعضا سخیف)، تلفیق شده است.
از حیث میز آنسن، این اجرا، چنگی به دل نمیزد. طراحی لباس و دکور هم، به صورتی کاملا ابتدایی از آب درآمده بود که البته این امر، در قالبِ خود اجرا، چندان محسوس نبود و با دیگر ساختارهای ابتدایی و بدون درخشش آن، همخوان مینمود.
مسئلهٔ اصلی این اجرا، به نظر من (به عنوان مخاطب عام تئاتر)، بیمحتوایی و به عبارت دیگر، «پاپ» بودن آن است. ظاهرا که کارگردان و / یا نویسنده،
... دیدن ادامه ››
تلاش بر آن داشته است تا از هر عنصرِ «پاپ» و عامهپسندی که در دست داشته است، استفاده بکند تا مخاطب را به خود جلب بکند. از موسیقیِ نابهنگام گروهِ نه چندان سنجیده، تا دیالوگهای سطحِ پایین و بیعیار، تا شعارزدگی و …
اگر از حق نگذریم، بیان این نکته، واجب است که از حیث اَکت، میتوان گفت که بازیگران نقشهای اصلی، در حدود ده درصد از کل اجرا، اجرای قابلقبول (و حتی میتوانم به زحمت، بگویم که اجرای خوبی) از خود، به نمایش گذاشتند.
اما در مجموع، باری دیگر، بر من ثابت شد که با در نظر گرفتن سلیقهٔ فعلی مخاطب تئاتر در ایران، محبوب بودن هیچ اجرایی، سندی بر ارزشِ دیدن داشتن آن، نبوده، نیست، و به گمانم، تا مدت زیادی، نخواهد بود.