مهمترین چیزی که من را به تماشای ((بیستوهیچ)) واداشت اتمسفرِ Horror/Slasherگونه اش بود. راستش پس از دیدنِ عکس های نمایش، بی درنگ، سراغ دکمهی خرید بلیت رفتم.
برعکسِ آنچه که در کامنت های منفی نوشته شده بود بیستوهیچ، نمایشِ خوبی بود؛ خوب، پیش می رفت و نمی شد پایانش را پیشبینی کرد.
از دیدِ من، می شد روی فاکتورِ نور، بیشتر مانور داد تا فضا را برای تماشاگر، دلهره آورتر کرد (برای نمونه، هر گاه استنلی از شکنجه گاه بیرون می رفت صحنه در تاریکی فرو می رفت و تنها چراغ های کمسوی قرمزی، روشن می بود)؛ یا Flasher به کار برده می شد.
بیستوهیچ را دوست داشتم و اگر زودتر از سررسید، سِنِ ایرانشهر را بدرود نمی گفت (۱۷ اسفند به جای ۲۴ اسفند) بارِ دیگر، به تماشایش می نشستم.