در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ملیحه درباره نمایش برادران کارامازوف: امیدوارم همه عزیزانی که علاقه دارند بتونن این نمایش رو ببینن و اینکه ب
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 16:30:38
امیدوارم همه عزیزانی که علاقه دارند بتونن این نمایش رو ببینن و اینکه برای ۱۴۰۴ تمدید بشه. برای دلخوشی نمیگم اما اگر نتونستید بلیط تهیه کنید ناراحت نشید چون ممکنه اجرا به مذاق بعضی از شما خوش نیاد.

اما در مورد نمایش برادران کارامازوف نکته اول اینکه یه خلاصه ای در حد ویکی پدیا هم که شده بخونید. اجرا در بعضی قسمتها کمی گنگه و باید بدونید که قرار هست با چی طرف باشید.
نکته دوم اینکه اگر مثل من از سرکار به ایرانشهر میرید سعی کنیدشب قبل خواب خوبی داشته باشید و خسته نباشید. اگر تونستید اغذیه و حتما قهوه در فلاسک یا ماگ با خودتون ببرید. چراغها در حین اجرا روشنه و نورش آزار دهنده ست، چشمهای من که خسته و خواب آلود میشد و‌ همین خستگی و اذیت شدن چشمهام باعث میشد تمرکزم بهم بریزه.

اما در مورد نمایش باید بگم که شما با یک تاتر تجربی طرف هستید. دیدن اون تجربه نو و جدیدی برای من بود اما من کلاسیک پسندم:)
بازیگرا دو طرف ... دیدن ادامه ›› سن نشستن و مثل ما نمایش رو تماشا میکنن. ما و اونها در هم آمیختیم و گویی هممون روی صحنه ایم. با توجه به اینکه اقای خلیل نژاد گفتن در حین نمایش میتونید از سالن خارج شوید هفت هشت نفری از عزیزان اجرا را نیمه کاره رها کردن و رفتن. حتی دیمیتری مکث میکرد و به تماشاچیانی که میرفتن نگاه میکرد.

آغاز نمایش یعنی ملاقات پدر زوسیما و کارامازوف ها خیره کننده بود. اما در ادامه دیگه چنین قسمتی رو شاهد نبودم.

شخصا قسمتهای کم بازیگرتر و خلوت ترو بیشتر پسندیدم. مثل دیدار دیمتری و آلیوشا، دیدار دیمتری و‌مستخدم، ایوان و الیوشا...
یه قسمتهایی زیاده از حد شلوغ بود که برای من جذابیتی نداشت. مثل مدرسه یا ملاقات الیوشا با پسر مریض...
دیالوگ ها گاهی خیلی تند ادا میشد و کاش میشد کمی روشون مکث کرد.
اما در مورد بازیها که همه متفق النظر بودن و جز عالی نمیشه چیزی گفت نمیگم.
کتابش رو هم من خوندم به همین گنگی نمایش که میفرمایید بود. بنظرم کار بزرگی بود و زیاد نمیشه خورده گرفت به عوال نمایش، من فقط از همون لحظه که اسمش رو دیدم چشم‌بسته دنبال خرید نمایش بودم.
شاید ترجمه درستی نبودش، الان مترجم یادم نیست چه شخصی بود.
اما در دوره خوانش کتاب برداران کارامازوف، من خودم یک برگه سفید لای کتاب گذاشته بودم و اسامی شخصیت‌ها رو به ترتیب که در داستان میومد در اون و رابطشون رو با هم نوشته بودم که خط داستان رو گم نکنم.

این کامنت رو خوندم، اشتیاقم به دیدن از 100 درصد به 50 درصد کاهش داشت.
خیلی دنبال گرفتن بلیطش بودم که نشد.
اما اینجوری که نوشتید، کمی جاخوردم.

ممنون بابت نوشتن این نظر و نمایش رو ندیده من دست‌مریزاد میگم به همه عوامل و دست‌اندرکاران نمایش، چون کار، کار بزرگی هستش.
۱۴ اسفند ۱۴۰۳
مهدی مسموعی
کتابش رو هم من خوندم به همین گنگی نمایش که میفرمایید بود. بنظرم کار بزرگی بود و زیاد نمیشه خورده گرفت به عوال نمایش، من فقط از همون لحظه که اسمش رو دیدم چشم‌بسته دنبال خرید نمایش بودم. شاید ...
کتابش را سالها پیش درحد یکی دو فصل خوندم و چون جذب داستان نشدم رها کردم، همین مواردی که شما فرمودید مثل گنگی داستان یادمه. البته شاید دوباره به سراغش برم.
من بیشتر به خاطر اسم اقای خلیل نژاد بلیط گرفتم. مثل آقای مساوات و خانم ماهیان که چشم بسته به دیدن اجراهاشون میرم.
بله برای اجرا بسیار زحمت کشیده بودن، بازیگرها مخصوصا دیمتری و ایوان فوق العاده بودن اما بازی خانم ها رو من کمتر ارتباط گرفتم.
قواعد نمایش شکسته شده بود و همین مسئله اجرا را یونیک میکرد.
۱۵ اسفند ۱۴۰۳
ملیحه
کتابش را سالها پیش درحد یکی دو فصل خوندم و چون جذب داستان نشدم رها کردم، همین مواردی که شما فرمودید مثل گنگی داستان یادمه. البته شاید دوباره به سراغش برم. من بیشتر به خاطر اسم اقای خلیل نژاد ...
ممنون از توضیحات مبسوطی که دادید.

امیدوارم بتونم به تماشای نمایش برم.

در کل 7 ساعت نمایش رو، من به پیش‌تولیدش بیشتر نگاه میکنم در ابندا، اینکه این همه متن حفظ بشه، اینکه اجراهای با فاصله زمانی داشت ... دیدن ادامه ›› و متن یاد بازیگر نره، اینها فوق‌العاده تست با این مدت زمان زیاد.

حسب تجربه خودم، فوق‌العاده عوامل زحمت کشیدند برای اینکار.

باز هم ممنون از توضیحات شما 🌹
۱۵ اسفند ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید