در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | نیلوفر درباره نمایش بیستوهیچ: _{#}_بی‌ربط_به_نمایش اون روزا که با امیر آشنا شده بودم، خوشحال بو
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:03:51
نیلوفر (petty)
درباره نمایش بیستوهیچ i

#بی‌ربط_به_نمایش

اون روزا که با امیر آشنا شده بودم، خوشحال بودم که اونم عاشق تئاتره... من روزای اولِ تئاتر دیدنم بود و تنهایی نمایش دیدن واسم سخت بود...

خلاصه همیشه وسط برنامه‌‌ی بیرون رفتنمون یه نمایش هم جا می‌دادیم...
قبلش امیر یه نگاه به تیوال می‌نداخت، دو سه تا نمایش انتخاب می‌کرد بعد می‌گفت خودت از بین‌شون یکی رو نهایی کن...

اون شب هم انتخاب بین "عروسی خون" و "بازگشت به خانه" بود...
دیدم دومی شب آخرشه ضمن اینکه یه تخفیفِ فکر کنم ۳۰ درصدی ... دیدن ادامه ›› هم داشت!
پس انتخابش کردم...😌

از همون لحظه که وارد سالن شدیم و گریم بازیگرا رو دیدم، منو گرفت...

از اولش تا آخرش خوب بود... خییییلی خوب بود...
بعد از نمایش بهش گفتم عجب نمایشی بود! گفت: "خوشت اومد؟! به نظرم بدک نبود!"

دروغ می‌گفت... از اون آدمای همیشه مخالف بود... اگر چیزی که می‌گفتی رو تایید می‌کرد، انگار می‌مُرد... هویتش تو مخالفتش بود 😏


اسم گروه یادم موند: "ریگولیتو"...
پیام اجرای نمایش بعدی‌شون که اومد، ذوق‌مرگ و هیجان‌زده بودم...
"پناه‌کاه"

دیگه‌ اون روزا امیر نبود البته...
ولی دیگه خودم بلد بودم تو تیوال بگردم و نمایش‌های خوب رو غربال کنم...
و دیگه‌ خودم یاد گرفته بودم تنها برم نمایش ببینم و لذت ببرم...

امیر رفت‌... ولی خب... دستش درد نکنه... باعث شد ندیده و دورادور ریگولیتو بشه دوست عزیزم... از اون سالها تا به امروز‌‌...

هنوز که هنوزه با پیام‌ نمایش جدیدشون ذوق‌مرگ و هیجان‌زده میشم...

و فرید قادرپناه که دورادور و نادیده خیلی برام عزیزه...

عزیزه ولی!!! همیشه منتقد کاراش می‌‌مونم... اگه خوب باشه بیشتر از بقیه ذوق می‌کنم و اگه راضی‌کننده‌ نباشه، بیشتر از همه ناامید ‌میشم‌...





پ.ن

امشب کار رو دیدم و واقعا دوست داشتم...💖

چند تا نکته فقط:
بازیها در شروع چنگی به دل نمی‌زد و رفته‌رفته بهتر شد اما باز هم یه جاهایی هی بالا و پایین می‌شد و یک‌دست نبود... (انتخاب بازیگرها اما خیلی سلیقه‌ی من نبود) ...
تنها کاوه مرحمتی بود که از ابتدا تا انتها بازی یک‌دست و خوبی داشت... از آذین نظری اما به عنوان یک بازیگر بااستعداد و البته مورد علاقه‌ی خودم، توقع بیشتری داشتم...

تایم کار زیاد نبود، اما فکر می‌کنم جا داره کمی‌کوتاه‌تر و ریتم کمی‌ تندتر بشه... مخصوصا اولِ داستان...

(کار برای من از اونجایی که کاراکتر با چنگال میزنه به اون یکی، و بعد داستان اون جوری ریورس میشه😁 واسم شروع و جذاب شد... تا قبلش کمی زیاده‌گویی داشت شاید...😬)

دکور مثل همه‌ی کارهای این گروه، خوب و بی‌نقص و فکر شده بود... کلا ریگولیتو توی دکور کم‌فروشی نمی‌کنه😉👊

در کل بله... کار رو بسیار توصیه می‌کنم...💖
ضمن اینکه جسارت و بلندپروازیِ فرید قادرپناه رو هم خیلی تحسین می‌کنم👌

درود
لطفاً از این متن های بی ربطِ با ربط بیشتر بنویسید چون خواندن خاطره و متن شما به نسبت تماشای اکثر نمایش های این روزها بیشتر به دل نشست ...
۲۲ بهمن ۱۴۰۳
آوا فیاض
دو هشتگ اول رو که دیدم فکر کردم در مورد کار نوشتید : بی ربط و چرت و پرت. گمراه‌م کردی خانم نیلوفر :))
اااا راست میگینا!!! چه سوتفاهم‌برانگیزه!!!😁🙈
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
نیلوفر
اااا راست میگینا!!! چه سوتفاهم‌برانگیزه!!!😁🙈
آره واقعن. می‌گم یه ادیتی بزنین :))
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید