از اجرای نمایش لذت بردم. نمایش بسیار پر مغز و حرفهای بود. بازیگران کاملا مسلط و عالی اجرا کردند. به خصوص بازیگر اپیزود سوم که حتی موقع اجرای مونولوگ چند قطره اشکشون جاری شد و بسیار حرفهای اجرا کردن. اما چیزی که خیلی خیلی برام عجیب بود خندههای بلند بعضی تماشاچیا بود به کوچکترین بخشهای طنزآمیز اجراها! مگه میشه! تو چنین مونولوگهایی با کوچکترین شوخی کلامی بلند بخندی. برای من اذیت کننده بود چون انگار نشون دهنده این بود که به نمایش خوب توجه نشده یا درک نشده که میتونه کسی بخنده بینش
اما هر چقدر اجرا و بازیگران و متن عالی بود، هماهنگیها و اجرائیات محل برگزاری بد بود. نمایشی که ساعت ۲۱:۳۰ باید شروع بشه توی این سرما ساعت 21:50 در سالن باز شد و در عمارت هما هیییییچ شخصی کلا نیست که راهنمایی کنه یا اطلاع رسانی کنه و دیدم که افراد میرن از کافه توی حیاط اطلاعات میگیرین و سوالاتشون رو میپرسن. کمی تو ترافیک مونده بودم و بسیار با عجله و تند رفتم تا سر تایم باشم و خیلی راحت ۲۰ دقیقه تو حیاط وایسادیم تا در سالن باز بشه تازه. چرا چون تا ساعت 21:40 یک نمایش دیگه اصلا اجرا داشت و تموم نشده بود! و این یعنی ساعت 21:40 تازه تیم این نمایش باید صحنه رو تغییر بدن! که واضحه چنین زمانی رو میبره.